ماه – قمر روسیه همکاری لهستان پل رایان

ماه – قمر: روسیه همکاری لهستان پل رایان بین الملل آمریکا روسیه پل رایان

www.bookboon.com

چاپ کتاب PDF

خرید کتاب از آمازون

خرید کتاب زبان اصلی

توجه: در صورتی که فایل دارای ایراد است یا حقوق نویسنده رعایت نشده با ما تماس بگیرید

گت بلاگز اخبار گوناگون روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

خرید و دانلود

به گزارش تابناک باتو، در روستای کوچک «اوموجا» در شمال کنیا، فقط زن ها اجازه ی سکونت و زندگی دارند. روستایی که همه ی بزرگ سالان زن اند و یک کلمه در آینده همه ی

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

عبارات مهم : زندگی

به گزارش تابناک باتو، در روستای کوچک «اوموجا» در شمال کنیا، فقط زن ها اجازه ی سکونت و زندگی دارند. روستایی که همه ی بزرگ سالان زن اند و یک کلمه در آینده همه ی آن ها و سکونت ارزش در اوموجا موثر بود: خشونت.

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

اوموجا «خانه ی امنی» به وسعت یک دِه جهت زنانی است که همگی شکلی از هزار اشکال خشونت علیه زنان را تجربه کردند و رد آن وحشت بر تن و روان و زندگی ارزش باقی مانده است.

روستای اوموجا سال ۱۹۹۰ تاسیس شد. پانزده زن از زنانی که سال ها پیش همگی مورد تجاوز سربازان بریتانیایی در کنیا قرار گرفته بودند، فکر کردند دیگر بس است…در فرهنگ مردسالار این مناطق کنیا هم مثل خیلی مناطق دیگر، زنی که مورد تجاوز قرار گرفته نه تنها حمایتی نمی بیند، که مقصر مهم آشنا می شود. گاه از منزل طرد می شود، گاه به کیسه بوکس مردان (از شوهر و پدر گرفته تا برادر و حتا پسر خود) تبدیل می شود، تا آخر عمر «داغ ننگ» بر پیشانی او نقش می بندد و انگار درد و زحمت تجربه ی تلخ تجاوز کم باشد، هر روز زندگی اش دیگر کابوس است.

به گزارش تابناک باتو، در روستای کوچک «اوموجا» در شمال کنیا، فقط زن ها اجازه ی سکونت و زندگی دارند. روستایی که همه ی بزرگ سالان زن اند و یک کلمه در آینده همه ی

ایده ی تشکیل روستایی جهت زنان که همه امورش هم به دست زنان هست، اول به سر «ربکا لولوسولی» زد. ربکا روزی که شوهرش ایستاد و کتک خوردنش به دست ۴ مرد دیگر را در خونسردی تماشا کرد و هیچ کاری نکرد، فکر کرد دیگر بس هست. از منزل بیرون زد. سراغ یکی دو تن از دوستانش رفت که مورد تجاوز سربازان بریتانیایی قرار گرفته بودند و ایده اش را با آن ها در میان گذاشت. ایده ای که اولش مثل یک خواب و خیال و رویای دور بود، خیلی سریع به همت ۱۵ زنی که گرد هم آمدند، پا گرفت.

ربکا لولوسولی؛ ایده ی تشکیل روستایی جهت زنان اول به ذهن او رسید

سراغ زمینی بایر رفتند، با مقامات محلی چانه زنی کردند و بالاخره اجازه پیدا کردند تا در این زمین روستای تازه ای بسازند. قبل از هر کار دور تا دور زمین را حصار کشیدند تا مجال جهت حضور مردان خشن زندگی ارزش نباشد. اسم دِه را «اوموجا» گذاشتند که در زبان محلی ارزش به معنای «اتحاد» است.

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

خبر را سینه به سینه و پچ پچ کنان به گوش زنان دیگر رساندند تا آن ها هم به زنان دیگر خبر دهند. نخستین ساکنان روستا، زنانی بودند که مورد تجاوز نیروهای ارتش بریتانیا قرار گرفته بودند. همه ی این زنان از منزل بیرون انداخته شده است بودند، اغلب گوشه خیابان چاره ای جز گدایی یا تن فروشی نداشتند. آن ها نخستین زنان خشونت دیده ای بودند که با جل وپلاس اندک خود و فرزند هایی که اغلب حاصل همان تجاوزها بود، وارد اوموجا شدند.

ربکا و دیگر زنان از همان ابتدا یک نشانه مشخص داشتند: توان مندسازی زنان و آموزش فرزند ها. و همه چیز دِه هم باید به شکلی دموکرات، با انتخابات و رأی گیری و نظر همه پیش رود. جهت دِه یک «مادر» را با رأی گزینش می کنند که حداکثر تا ۱۰سال می تواند این سمت را عهده دار باشد. یک شورا هم دارند که همه ی اعضایش با رأی گیری گزینش می شوند.

به گزارش تابناک باتو، در روستای کوچک «اوموجا» در شمال کنیا، فقط زن ها اجازه ی سکونت و زندگی دارند. روستایی که همه ی بزرگ سالان زن اند و یک کلمه در آینده همه ی

زنان در کنار یکدیگر شروع به آموختن حرفه های متعددی کردند که بتوانند مخارج خود را تأمین کنند. زن هایی که سوزن دوزی و ساخت زیورآلات سنتی کنیا را بلد بودند، به زنان دیگر هم این مهارت ها را یاد دادند. آن ها که کشاورزی می دانستند، زیر بال زنان دیگر را گرفتند تا کشاورز شوند. زن های خیاط، شروع به دوختن لباس های محلی جهت مغازه های دور و اطراف کردند و … .

کم کم زمزمه ی دِه به گوش زنان دیگر می رسید: زنانی که از شوهر کتک می خوردند، زنانی که اندام جنسی ارزش مثله شده است بود و دلواپس می دانستند این آینده در انتظار دخترهایشان هست، دختربچه هایی که پدرشان در ازای چندتایی گاو و گوسفند می خواست آن ها را به پیرمردی همسن پدربزرگ ارزش شوهر دهد و …تقریبا هر روز یا زنی دلواپس پشت در و حصار دِه منتظر بود یا زنی دیگر، دست زنی را گرفته بود و او را به این جا آورده بود تا ایمن باشد.

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

اوموجا گاهی هم از گزند وحشی گری و حملات مردان در امان نماند. مثل روزی در سال ۲۰۰۹ که شوهر سابق ربکا، با تفنگ توانست وارد دِه شود و عربده زنان دنبال کلبه ی ربکا می گشت. تا پلیس سر برسد او توانست دو سه تیر شلیک کند که خوشبختانه باعث فوت هیچ کس نشد.

زنان اوموجا حالا جهت کسب درآمد بیشتر، هر روز درهای روستای خود را باز می کنند و به معدودی گردشگر خارجی(و اغلب زنان)اجازه می دهند وارد دِه شوند. رقص محلی آن ها را تماشا کنند، از آن ها زیورآلات دست ساز محلی و سبد بخرند و در کوچه های محقر ولی امن روستایشان قدم بزنند و تصویر بگیرند.

برای فرزند ها دو مدرسه ساختند، یک مرکز فرهنگی دارند که در آن جا دور هم می رقصند و می خوانند، فرزند ها نمایش اجرا می کنند و سرود می خوانند و نقاشی یاد می گیرند.

بسیاری از آن ها حتا هنگامی که مرد آزارگر زندگی ارزش می میرد، باز ترجیح می دهند در روستای خانمانه ی خود بمانند و به آن زندگی پیشین برنگردند. مری، زن ۳۴ساله ای که پدرش در ۱۶سالگی او را در ازای چند گاو به پیرمردی ۸۰ ساله شوهر داد. او می گوید دیگر حاضر نیست در جای دیگری زندگی کند: «هرگز دیگر حاضر نیستم این گروه زنان حامی و مهربان را ترک کنم. من فقیرم، این جا چیز زیادی ندارم ولی همه ی آن چیزی که در زندگی نیاز داشتم و از من دریغ شده است بود، این جا دارم.

واژه های کلیدی: زندگی | فرزند | اخبار گوناگون

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!

روستایی که هیچ مردی در آن راه ندارد!


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs

خرید کتاب از گوگل

دانلود کتاب لاتین

خرید کتاب لاتین

خرید مانگا

خرید کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

دانلود رایگان کتاب از آمازون

دانلود رایگان کتاب از گوگل بوکز

کتاب روانشناسی به انگلیسی

رفتن به نوار ابزار